خواجه نظام الملك الطوسي
مقدمهء مصحح 25
سير الملوك ( سياستنامه ) ( فارسى )
5 - شرح وقايع عصر مؤلف : در سراسر كتاب چهار حكايت راجع به دوران نظام الملك وجود دارد و همه مربوط به سلطنت الپ ارسلان و به قرار ذيل است : ( 1 ) در فصل 10 بند 18 ، گفتگوى سلطان الپ ارسلان و ابو الفضل سگزى دربارهء صاحب خبران . ( 2 ) در فصل 21 بند 3 - 5 ، حكايتى با ضمير اول شخص دربارهء ملاقات نظام الملك با فرستادهء خان سمرقند كمى قبل از مسافرت الپ ارسلان به آن نواحى در سال 465 . ( 3 ) در فصل 38 بند 2 حكايتى است كه در آن عبد الرحمن خال سعى مىكند تا الپ ارسلان را متقاعد نمايد كه پير هرى يعنى عبد اللّه بن محمد انصارى بت - پرست است . ( 4 ) در فصل 41 بند 3 - 18 حكايتى است دربارهء ناراضى بودن الپ ارسلان از اردم ، چون او يك مرد شيعه مذهب را دبير خود ساخته بود . مايهء تأسف است كه نظام الملك راجع به وضع زندگى در ايران در روزگار خود اطلاع زيادى به دست نمىدهد . بههرحال اين شرحها را بىشك مىتوان از قسمتهاى اصلى كتاب به شمار آورد . 6 - روايات تاريخى : مواردى كه تحت اين عنوان قرار مىگيرد عبارت است از فصول 44 - 47 كه در آنها نظام الملك براى عبرت هموطنان خود تاريخ بعضى از خوارج و ملحدانى را بيان كرده است كه در زمان گذشته در كشورهاى مختلف بر دين و دولت خروج كردهاند . فصل 44 كه حاكى از خروج مزدك است بيشتر به افسانه مىماند و هرگز نمىتوان آن را تاريخى شمرد . در حقيقت سزاوار است كه آن را جزو حكايات طولانى دانست . اين فصل عينا به همان سبك